چگونه از سرمایه گذاری هایی که بر یک‌ برند بد میشود رهایی یابیم؟

به نام خدا

طراحان وب اغلب انتظار دارند با سرمایه هایی که به ارث می برند کار کنند.اما چه اتفاقی می افتد وقتی که آخرین پسرتان به اندازه شما

 حرفه ای نباشد ؟

 

تصور کنید، وارد دفتر خود میشوید و چیزی توجه شمارا جلب میکند: مشتری شما همه چیزهایی  که نیاز دارید را به قسمت  ذخیره  سازی

ابری شما ، که اطلاعات را ارائه میدهد، انتقال داده است. دریافتن اینکه کپی همه اطلاعات در دسترس است و تصویر واضح ، شفاف وبه

اندازه کافی بزرگ هستند ، شمارا ذوق زده میکند.  لوگوی طراحی شده همچون اثری هنری است . همچنین مشتری شما همراه با این اطلاعات

یادداشتی نیز برای شما گذاشته است: " نیازی نیست که این کار ظرف سه ماه اینده تمام شود، اما بهتر است که الان دوبرابر مبلغ را به شما

پرداخت کنم نه؟"

 

اما ناگهان از فکر و خیال به دنیای واقعیت میاید.

حقیقت این است که مهلت تحویل پروژه مشتری، همان مهلت قبلی است.  اما مشتری خواستار است بداند " ایا شما میتوانید کمی سرعت عمل

خود را افزایش دهید یا خیر". اما در واقع تصاویر ارائه شده توسط مشتری  640 × 480 هستند و  انقدر تار به نظر می رسد که بسیار ازار

دهنده اند . لوگوی طراحی شده  در  نرم افزار وورد بسیار فاجعه بار است و رنگ های برند به شما   لباس های شگفت آور مدرسه که زمانی

میپوشیدید را یاد اوری میکنند.

برخی از افراد  استعدادی برجسته برای انتخاب نامناسب ترین سایه های قهوه ای، زرد و سبز برای برند خود دارند.

 منظورم این است که این امر، واقعیتی تاسف‌بار میباشد ؛ ما اغلب مجبوریم با دارایی‌های فرعی در پروژه‌های طراحی وب کار کنیم.  لوگوها همیشه

عالی به نظر نمی‌رسند، و برخی افراد استعدادشان این است که بدترین رنگ‌های قهوه‌ای، زرد و سبز را برای برند خود انتخاب کنند. همین مسیله

کافیست تا شما دلتان را به دریا زده و فریاد بزنید" من با این شرایط کار نمیکنم"

 اما مواقعی که هیچ چاره ای ندارید و مشتریان شما این اجاره را نمیدهند تا دوباره برندشان را درست کنید چه؟ البته میدانید، بیشتر مواقع همین

شرایط است. در این صورت شما چند راه دارید.

 

لوگوهای بد منظر

 اگر با لوگوهای بد منظر و نامناسب روبه رو شدید، تنها کاری که میتوان کرد این است که  نادیده شان بگیرید.‌

منظورم این است که ممکن است به طور واضح، در قسمت بالا سمت چپ و یا در قسمت وسط و بالای صفحه باشد. اما .. تنها

به هر صورتی که میشود نادیده اش بگیرید. در واقع نمیتوان کار انچنانی با یک لوگو کرد. کاربران باید آن را ببینند و در صورتی که  نباشد،

مشتری قطعا احساس بدی خواهد داشت.

 اصل مطلب این است؛ ممکن است مشتری از شما بخواهد  لوگو را بزرگتر کنید، در این صورت میتوانید به عقب تر برگردید و آن را عوض کنید.

در اینجاست که بسیاری از سایت‌ها علامت لوگو را در جنبه‌های دیگر طراحی قرار می‌دهند، اما این بار، لوگو در محل مشخص‌شده خود باقی می‌ماند

. شاید اگر بقیه سایت به طور چشمگیری بهتر از لوگو به نظر  برسد، به مشتری  فرصت تفکر بدهد، و شاید باعث ایجاد دلیلی شود تا دوباره لوگو

را طراحی کند . خوشبختانه میتوان گفت حداقل در میان مشتریانی که قادر به پرداخت دستمزد شما  هستند،‌ لوگوهای کمی وجود دارند که بد منظر

تلقی شوند.

ایا داشتن ابعاد کوچک تر آن دشوار و پیچیده است؟ بله .

چیزی بسیار عامیانه و حوصله سر بر؟ دقیقا.

هنرساختن لوگو با وورد چطور؟  خوشبختانه باید بگوییم الان دیگر به اندازه ای که قبلا معمول بوده است، نمیباشد.

 

رنگ های زشت

بحث رنگ ها کاملا جداست.  هر ترکیب رنگ  به وجود اورنده شادی است ،  برای مثال سبک ماری کوندو. اما ترکیبات دیگری نیز هستند که به

وجود اورنده انزجارند. توجه داشته باشید، راهنمای برند، کارش راهنمایی برای برند هاست، پس بهتر است دنباله رو آنها باشید‌.

بهترین کار این است که از انواع رنگ ها استفاده کنیم، اما تنها به میزانی که مورد نیاز باشد. واقعا بسیاری از رنگ ها  زمانی که باهم به کار روند 

، جلوه ی بدی را ایجاد میکنند.  بنابراین استفاده از فضای سفید در کار کاملا به نفع خودتان است. رنگ‌های نامربوط را از هم جدا کنید و حتی الامکان

تنها وقتی میخواهید روی چیزی تاکید نمایید ، استفادشان کنید.اصلا آیا مشتری شما تقاضا میکند که تمام پس زمینه  سبز شود؟ بله ممکن است.

اما پس از ان نیز شما میتوانید با پیدا کردن راه درو ، اثرات منفی این کار را کم‌کنید.

 

عکس های با کیفیت پایین

دوباره باید فضای سفیدی را به وجود اورد.  اگر مجبورید با عکس های ابعاد کوچک کار کنید، پس باید این عکس ها را  به درخواست مشتری

درست کنید.  و مجبورید عکسهای کوچک را در مرکز توجه قرار دهید و دعا کنید تعداد زیادی از مشتریان شما از صفحه نمایش شبکیه ای استفاده

نکنند. اگر طوری وانمود کنید که از اول همه چیز طبق برنامه است، میتوانید راه درو پیدا کرده و خودتان را رها کنید.

اگر اینستاگرام چیزی به ما اموخته باشد،  این است که اگر بیش از اندازه از فیلتر عکسها استفاده کنیم ، عکس های قدیمی همانند اثر هنری

جلوه پیدا میکنند. راه دیگر برای این کار این است که تصاویر را برای  پس زمینه های بزرگ و تاریک استفاده کنید. این بهترین کار است که میتوانید

با مناظر و عکسهای ماکرو بکنید.  شرکت "پرتره گروهی" ،نیز  متاسفانه برای محتوای پس زمینه کار نمی کند.

در نهایت، اگر اینستاگرام چیزی به ما اموخته باشد، آن این است که اگر بیش از اندازه از فیلتر عکسها استفاده کنیم ، عکس های قدیمی همانند

اثر هنری جلوه پیدا میکنند. البته در بعضی مواقع‌. کمی برش فیلم اضافه کنید، کادر عکس‌ها را ببندید، و شاید در برخی موارد نور شدید و و نامنظی

را روی انها بتابانید. در این مواقع مردم قادر نیستند چیزی که به سختی میبینند را قضاوت کنند. البته تا حدودی شوخی کردم.

 

 میراث عناصر و ابزارهای رابط کاربری

در حال حاضر موقعیتی نادر است، اما در این موقعیت،  مشتری ممکن است مقداری از دارایی‌های رابط کاربر را که واقعا دوست دارد

را کنار بگذارد و نگه دارد. شاید آن‌ها اولین دکمه  وب ۲.۰  در Xara 3D را در حدود بیست سال پیش طراحی کردند، و  فقط  از آن استفاده

میکنند. شاید هم   نمودار مورد علاقه ای دارند که  چگونگی کارکرد کسب و کار آنها را نشان میدهد.  باز هم این کار معمول نیست اما ممکن است

مجبور شوید برایشان کار کنید. برای مثال نمودار، من  فریم یک تصویر کاملا واقع گرایانه را در اطراف نمودار قرار دادم . و با آن همچون قطعه ای

از تاریخ یک شرکت برخورد میکردم.  رویکردی مثل این مثال، میتواند برای مورد دکمه نیز به کار رود.

 

اگر همه شیوه ها نا کار امد بود، به همان زشت بودن بسنده کنید

بی رحمی نیز بحثی است.‌همانطور که قبلا گفتم: اگر بتوانید وانمود کنید که قصد استفاده از پالت های رنگی با جلوه ای زیبا، تصاویر با کیفیت

پایین و یا حتی کلیپ های ۹۰ سال پیش را دارید، میتوانید خود را اسوده خاطر سازید و از سر خود باز کنید. درست است ، شما میتوانید هنر

ارایش را اجرا کنید، من بارها دیده ام مردم این کار را میکنند. زیبایی شناسی را در اغوش بگیرید، چه انرا قدیمی و چه طعنه امیز تلقی

کنید اهمیت نمیدهم. منظورم این است- و بهتر است بگویم اعتراف میکنم وقتی  هر بار که در مورد طراحی های کم و بیش  زیبا صحبت

می کنم  و میبینم مردم هنوز Craigslist را دوست دارند این مثال رامیزنم.  ساخت وبسایتی که درست کار‌کند ، بهتر از وبسایتی است که تنها

زیبایی دارد و مفید نیست. این‌که به کاربر انچه که میخواهد را درست در زمانی که طلب میکند بدهیم بسیار ‌ارزشمند تر از میلیون ها عکس با

رزولوشن بالا،‌و‌طراحی لوگو توسط جان هیکس است.

 

منبع

 

دیدگاه کاربران